ای کاش دستان تو لحظه ای گرمایش را به مقابله ی سرمای نسیم مدیترانه میفرستاد تا صورت سرخم از سرما و گرما بسوزد و چکه چکه در دیار غریب ماوا کند
......................................
پ . ن : این فیلم رو فقط و فقط برای تو گرفتم ....... اینقدر جات خالی بود که خودم نمی تونم ۲باره نگاش کنم....
۲تا آهنگ تقدیم به همه زندگیم.............
یک عمر سلامتیو خشبختیو لبخند روی لبهای زیباتو از خدا برات آرزو می کنم........
از اینجا گرد خاک پاتو میبوسم.......... تولدت مبارک![]()
برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم ( آهنگ آصلی تقدیم به تو )
کجا برم ؟ ......... کجا برم ؟ تو بگو کجا برم ؟ ............
ای معنی انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست !؟!؟
یک لحظه فقط بایست و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست...................
دیروزها کسی را دوست می داشتی ............
این روزها دلتنگی ................ تنهایی .....
تمام عمر ما به همبن سادگی گذشت ...........
تنهایی
......................................
پ .ن : چقدر شیرین است انتظار.......چقدر جانکاه است انتظار........چقدر دلتنگ توام عزیز......چقدر خوشحال توام عزیز... میدانم که لحظه لحظه پیر میشوم
پ . ن : زنجان.....
تازه فهمیدم چند روزی هست راننده عزیز و گرامی محل کارمون نیست. گفتند سی سی یو خوابیده به علت ناراحتی قلبی... قرار شد بعد از ظهر با همکاران بریم دیدنش . اولش اسم بیمارستانی در شهر ری مطرح بود . لحظه های آخر فهمیدند که به بیمارستان میلاد منتقل شده . بازم تو حال وهوای خودم بودم تا وقتی خودمو جلوی درب ورودی بیمارستان میلاد دیدم......
خدای من تو اینجایی..... تو پشت سرمی ......تو میشینی تو ماشین...... تو از ماشین نگاهم میکنی .... تو میری و من از پشت سر نگاهت میکنم..... من میرم سمت جراحی دندان.....
وای عزیز وای عزیز .... اصلا نفهمیدم دیگه جی شد.... ۱دقیقه نشستم رو زمین.... انگار تو همون جا داشتی دعوا میکردی و میگفتی این کارا چیه....
تو راهرو منتظر ملاقات بودم....... یاد اوون روز افتادم.....از خواب بلند شدی زنگ زدی..... هنوز توی صف بودی و از پنجره جنوبی بیمارستان میلاد به اتوبان ها نگاه میکردم.....گفتی هنوز نوبتت نشده...... صدات تو وجودم می پیچید..... مثل همیشه جلوی چشامی
۱۰۰-----![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
-----۱۰۰
قاصدک های باغچه اداره مون در اومده..... قاصدک ها دراومدند...... قاصدک ها دراومدند... یادته...یادت اومدند... پارسال پشت تلفن داشتم همش قربونت صدقت میرفتم..... گفتم میخوای برات بیارم فقط فوتشون کن... فقط فوت کن و لذت ببر..... بخند... من لبخندنت و شادی تو بیبینم.....آخه دلم نمیاد بیبینم تو هوا چرخ میخورند و تو از دیدن اوون محرومی ....... حالا دوباره قاصدک ها در اومدند... قاصدک ها در اومدند.... قاصدک ها در اومدند .... ای کاش فقط می شد .....

خيال خـام پلنگ من ، به سوي مــاه جهيدن بود
و مـاه را زِ بلندايش ، به روي خاك كشيـــدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد
كه عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دسـت رسيدن بود
چه سرنوشـت غمانگيزي ، كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفــس ميبافـت ولي به فكر پريدن بود

وقتی باد قاصدک ها را به اسمان میبرد آرزویی جز سلامتی و خوشبختی خطور نمی کند
Never explain yourself to anybody
because the person who likes you
does not need it and the person dislikes you
wont believe it
..............................................................................................................
درسی که زندگی داد
پنجشنبه شب دیر خوابم برد .ساعت حدود ۱۰صبح بود که بیدار شدم . مادرم خیلی سرحال از اینکه برای صبحانه خونه هستم کلی میز رو چیده بود . آخه هرجا عید رفتیم میگن لاغر شدی و اعصابمو ریختن بهم جوری که تهران دیگه عید دیدنی نرفتمو و....... خیلی وقته نهار هم نمیخورم صبحانه هم که از قبل نمیخوردم. مادرم خیلی خوشحال بود . منم تو فکر کارای جمعه بودم که دیدم مامانم از تستر چیزی در آورد و روی میز گذاشت . تمام تنم یخ کرد . مامانم که فهمید تعجب کردم گفت " یکیشو که خودت با خامه خوردی یه تیکه تو بسته اش مونده بود تو فریزر که الان داغ کردم....... ای وای من.....ای وای من...ای وای من... ای وای من... خدا مگه میشه.... نان صبحانه ای که باهم خریدیم روی میز بود..... اینقدر دست چپ و قلبم درد گرفت که با دست راستم فقط یه کم چای خوردم.... عزیز ترین من...هیچ چیز نتونستم بخورم..... بنده خدا مادرم....... ماه من میبینی........ چقدر دنبال ۳نان گشتیم....... کجایی عزیز... کجایی....... چقدر دلم میخواست سرمو به شیشه ی روی میز بکوبم.....ماه من مگه من اصلان برای تو نمیخواستم.....مگه تو هم دوست نداری...من چه جوری بی تو.......

