تبليغاتX
بی تو نامه


بی تو نامه

شبی در خواب هم تصور نمی کردم نبودنت اینقدر جانکاه باشد
این روزها
این روزها همه شبیه تو راه می روند.......

این روزها همه از فریم عینک تو استفاده می کنند.......

این روزها همه از عطر تو می زنند......

این روزها همه کیف تو را به دوش دارند.........

این روزها همه دقیقا شبیه تو می خندند......

این روزها همه چیز و همه کس شبیه تو اند ...... همه ..... تو ...... همه ........... تو..........

این روزها خدای منی........

این روزها همه جا هستی ...... از کوچه ای به کوچه ای ...... از محلی به محلی ...... از مغازه ای به مغازه ای ..... از اداره ای به اداره ای......از مهمانی ای به مهمانی ای.......از فیلمی به فیلمی...... از کنسرتی به کنسرتی....... از خورشیدی به ماهی ........از شهری به شهری ........ کوهی به کوهی ...... با توام ای آنکه چون تو پاک نیست ......... از کشوری به کشوری........

خدایت مواظبت باشد ........

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت13:36توسط ایلیا |
 

ای کاش دستان تو لحظه ای گرمایش را به مقابله ی سرمای نسیم مدیترانه میفرستاد تا صورت سرخم از سرما و گرما بسوزد و چکه چکه در دیار غریب ماوا کند

......................................

پ . ن  : این فیلم رو فقط و فقط برای تو گرفتم ....... اینقدر جات خالی بود که خودم نمی تونم ۲باره نگاش کنم....

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت15:37توسط ایلیا |
تولدت مباررررررررررررررررررررک
۲تا آهنگ تقدیم به کسی که همه زندگیم مدیون اونم ......

۲تا آهنگ تقدیم به همه زندگیم.............

یک عمر سلامتیو خشبختیو لبخند روی لبهای زیباتو از خدا برات آرزو می کنم........

 

از اینجا گرد خاک پاتو میبوسم.......... تولدت مبارک

 

برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم ( آهنگ آصلی تقدیم به تو )

 

رویای دریا ( روزگارم دیگه نمیتونه تورو از من بگیره)

+نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت20:0توسط ایلیا |
کجا برم؟
دیگه نشد ......... دیگه نمی شه ........... می خوام بیبینمت اما نمیشه .......... دلم داره می ترکه ........ از دیشب که خبرسلامتیتو شنیدم تا حالا همش دارم قربان صدقت می رم .........  تمام تنم درد می کنه... تمام روح و جسمم خسته است.......  دارم دیوونه می شم....... نمی خوام هیچ چی رو بی تو...... به خدا هیچ پاکی و خوبی و شادی و ....... بی تو نمی خوام......

کجا برم ؟ ......... کجا برم ؟ تو بگو کجا برم ؟ ............

ای معنی انتظار یک لحظه بایست

دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست !؟!؟

یک لحظه فقط بایست و یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست...................

این آهنگ و حتما گوش کن به جای من

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت8:8توسط ایلیا |
تو کجایی.....

دیروزها کسی را دوست می داشتی ............

این روزها دلتنگی ................ تنهایی .....

تمام عمر ما به همبن سادگی گذشت ...........

تنهایی

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت16:4توسط ایلیا |
ستاره ای بدرخشید و .........
۵۰روز۵۰روز

......................................

پ .ن : چقدر شیرین است انتظار.......چقدر جانکاه است انتظار........چقدر دلتنگ توام عزیز......چقدر خوشحال توام عزیز... میدانم که لحظه لحظه پیر میشوم

پ . ن : زنجان.....

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت17:14توسط ایلیا |
بیمارستان میلاد

تازه فهمیدم چند روزی هست راننده عزیز و گرامی محل کارمون نیست. گفتند سی سی یو  خوابیده به علت ناراحتی قلبی... قرار شد بعد از ظهر با همکاران بریم دیدنش . اولش اسم بیمارستانی در شهر ری مطرح بود . لحظه های آخر فهمیدند که به بیمارستان میلاد منتقل شده . بازم تو حال وهوای خودم بودم تا وقتی خودمو جلوی درب ورودی بیمارستان میلاد دیدم......

خدای من تو اینجایی..... تو پشت سرمی ......تو میشینی تو ماشین...... تو از ماشین نگاهم میکنی .... تو میری و من از پشت سر نگاهت میکنم..... من میرم سمت جراحی دندان.....

وای عزیز وای عزیز .... اصلا نفهمیدم دیگه جی شد.... ۱دقیقه نشستم رو زمین.... انگار تو همون جا داشتی دعوا میکردی و میگفتی این کارا چیه....

تو راهرو منتظر ملاقات بودم....... یاد اوون روز افتادم.....از خواب بلند شدی زنگ زدی..... هنوز توی صف بودی و از پنجره جنوبی بیمارستان میلاد به اتوبان ها نگاه میکردم.....گفتی هنوز نوبتت نشده...... صدات تو وجودم می پیچید..... مثل همیشه جلوی چشامی

+نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت20:48توسط ایلیا |
آب زنید راه را هین که نگار می رسد

۱۰۰----------۱۰۰

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت19:19توسط ایلیا |
قاصدک ها

قاصدک های باغچه اداره مون در اومده..... قاصدک ها دراومدند...... قاصدک ها دراومدند... یادته...یادت اومدند... پارسال پشت تلفن داشتم همش قربونت صدقت میرفتم..... گفتم میخوای برات بیارم فقط فوتشون کن... فقط فوت کن و لذت ببر..... بخند... من لبخندنت و شادی تو بیبینم.....آخه دلم نمیاد بیبینم تو هوا چرخ میخورند و تو از دیدن اوون محرومی .......  حالا دوباره قاصدک ها در اومدند... قاصدک ها در اومدند.... قاصدک ها در اومدند .... ای کاش فقط می شد .....

خيال خـام پلنگ من ، به سوي مــاه جهيدن بود
و مـاه را زِ بلندايش ، به روي خاك كشيـــدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد
كه عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دسـت رسيدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگيزي ، كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفــس مي‌بافـت ولي به فكر پريدن بود

 

وقتی باد قاصدک ها را به اسمان میبرد آرزویی جز سلامتی و خوشبختی خطور نمی کند

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت16:48توسط ایلیا |
توضیح

Never explain yourself to anybody
because the person who likes you
does not need it and the person dislikes you
wont believe it

 

..............................................................................................................

درسی که زندگی داد

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت12:44توسط ایلیا |